تبلیغات
طهارت روحی - تکامل بشر در چیست ؟؟ چه چیزهایی را تکامل او می نامند ؟؟
آرشیو موضوعی
حقیقت سلوك چیست؟؟

خاصیت عجیب این نفس(بخوانید)

مراحل سیروسلوك و تهذیب نفس

رموز بیداری از خواب غفلت(بسیار مهم برای سلوك)

لوازم سلوك الی الله

تشخیص امراض نفسانی و راه معالجه

چند داستان در خصوص مرحله ی بیداری(یقظه) بخوانید

نورى در تاریكى (بخوانید دوستان من)

راه های افزایش محبت به خدا

شیطان در گوشت و خون و دل آدمى نفوذ دارد

شرح اسماء الله

نمونه ای از دستورالعمل های مرحوم مجلسی برای سیروسلوك(ریاضت)

مرحوم میرجهانى و تذكر او درباره تزكیه نفس

درس‌هایی از محضر استاد

چگونه از خواب غفلت بیدار شویم؟

حقیقت بسم الله به نقل از مرحوم دولابی

پند های یك استاد اخلاق....

تزكیه نفس و تزكیه عمل

داستان دقوقی!

«كسل و بى‏حال نباشید»

11 دستور از فرمایشات آیت الله بهجت در خود سازی

حقایقى در خصوص استغفار

کلید سعادت دنیا و آخرت(دستوراتی از آقا سید علی قاضی)

چند دستورالعمل(سیر الی الله)

بداخلاقی و کج خلقی

برای رسیدن به تکامل به چه چیزهایی نیاز داریم؟

راه تحصیل مقام رضا کدام است؟

بر منبر دل‏ها (بخوانیم...ضرر نمیكنید)

روش - استغاثه به امام زمان بقیه الله

«دستورات تمركز فكر»

مصاحبه با یك اهل تزكیه نفس

تعریف مکاشفه و مشاهده

برای رسیدن به تکامل به چه چیزهایی نیاز داریم؟

راه غلبه بر نفس چیست؟

تکامل بشر در چیست ؟؟ چه چیزهایی را تکامل او می نامند ؟؟

عمومی

گنهکاران! هیچ گاه از رحمت پروردگار ناامید نشوید!!!

نظرسنجی
صفحات وبلاگ

خبرنامه
لینكستان
درباره ...

Designed By : DavoodSysteM
Powered By : MihanBlog

:: تکامل بشر در چیست ؟؟ چه چیزهایی را تکامل او می نامند ؟؟

بنام خالق عالم ارواح

 تکامل بشر در چیست ؟؟ چه چیزهایی را تکامل او می نامند ؟؟

سوال : برای اینکه موضوع را بهتر فهمیده باشیم ، می خواهم توضیح بدهید که تکامل در قالب واژه ای  بد  و  نیک  چگونه است ؟
پاسخ: خداوند چیزی را به نام بد نیافریده است . آنچه را که شما با نام و عنوان تفهیمی (( بد )) می شناسید . قدرت تمیز دادن و ادراکی است که خودتان آن را ساخته و پرداخته اید . خداوند هر چیزی را برای توازن و تعادل به طور متضاد آفریده است . سیاه را در مقابل سفید ، شب را در مقابل روز ، خار را در برابر گل و زیبا را در برابر زشت آفریده است . هر کدام از اینها در نوع خود و موجودیتشان خوب و شایسته هستند و بایستی خلق می شدند . زیرا هر کدام وظایفی دارند و انرژی آن ها موجب ایجاد آن ها شده است و بایستی تکامل خویش را ادامه بدهند . اگر شب را به خاطر احساس ترس بد می نامیم ، این به خود ما بر می گردد و از عجز و ناتوانی ما و ترس و رعبی که داریم ناشی شده است . اگر خار را دوست نداریم ، علتش این است که آن را به تمام و کمال مفید خویش نمی دانیم . پس این دلیل نمی شود که آن ها بد هستند . باید پدیده ها و حتی اعمال و کردار و گفتار و پندار انسان و سایر پدیده ها را کامل و ناقص منظور کنیم . به جای اینکه بگوییم خار ناقص است . زیرا او می تواند به طور کامل زمینه تکامل ما را مقدور سازد ، هم چنانکه خودش در تکوین عاجز از تکامل بوده است . انسانهایی که به گفته و تعبیر شما بدکار و شرور هستند ، آن ها بد نیستند . زیرا خداوند انسان را بد نیافریده است ، بلکه آن ها ناقص هستند و تکاملشان کافی نبوده است و به خاطر همین عدم تکامل ، ماحصل نتایج و رفتار ناقص خود را به شکل عذاب روحی حس خواهند کرد .

سوال : برخی از فلاسفه نیز اعتقاد دارند که انسان برای اینکه تکامل یابد هر چیزی را از نقطه مقابلش شروع کند . مثلاً برای رسیدن به خوبی باید بدکار شد تا بتوان مفهوم بدی را دانست و به خوبی بها داد ! آیا این درست است ؟
پاسخ: این نوع تصور و پندار دیگاه تجربی است نه تکاملی . اگر قرار باشد که بدی را حس کنیم تا خوبش را بشناسیم ، در حقیقت ما راه درست را نپیموده ایم ، بلکه برای اینکه به نتیجه برسیم تجربه کسب کرده ایم . تجربه اندوزی از تکامل یافتن فرق دارد . اگر ما به گونه ای عمل کنیم که مثبت باشد و ارواح انسانها را شاد کنیم ، ناخودآگاه احساس رضایت و پاکی را در روح خود نیز درک خواهیم کرد و به عمل یا گفتار و پندار نیک خویش خواهیم رسید . دیگر نیازی نخواهد بود که بدکاری پیش گیریم تا سرمان به سنگ بخورد و آنگاه به نیکوکاری روی آوریم .

سوال : امّا من تصور می کنم این در هر شرایطی صدق نمی کند ، مادامی که غم را نشناسیم ، چگونه می توان شادی را درک کرد ؟
پاسخ: اشتباه شما نیز در اینجا است که هنوز قدرت روح را دقیقاً نشناخته اید . روح است که عشق و تنش را درک می کند . روح است که حزن و اندوه را در برابر شادی و سرور احساس می کند . یعنی تمام این ها ماحصل خود روح است . تکامل روح در این است . زمانی که شما بچهای خردسال هستید ، با گرفتن هدیه یا تشویق چه احساسی می یابید . مسلماً احساس فرح و شادکامی را درک خواهید کرد . اگر کسی به شما توهین کند یا تنبیه نماید چه احساسی خواهی داشت ؟ آیا باز شاد خواهید بود ؟ مسلم است که پاسختان منفی است . پس بدون اینکه مفهوم شادی یا حزن را بشناسید ، شما روح خود را به تکامل سوق می دهید . این روح است که آن ها را تمیز می کند . روح در خود و ذات خویش رضایت و عدم رضایت را می داند و تشخیص می دهد . من با مثالی نقض تصور شما را ثابت می کنم . به دوران کودکی خود بیندیشید . اگر همیشه شما را تشویق می کردند و محبت می نمودند ، آیا نمی توانستید حزن و اندوه را حس کنید . مسلماً حس می کردید . چرا که در کنار این همه و سالیان سال تشویق ممکن بود که یک روزی تنبیه شوید . پس آیا می توان گفت که بدون درک تشویق و رحمت نمی توان مفهوم تنبیه و حزن را درک کرد ؟

سوال : اگر اینگونه است و انسان خود انتخاب کننده خوبی از بدی یا به عبارتی کامل بودن از ناقص بودن است ، پس بایستی هر کسی خوشبخت می شد ، امّا چرا اینگونه نیست ؟
پاسخ: اگر تصور می کنید که چون هر کسی خوبی را تشخیص داده است ، می بایستی سعادتمند می شد . این فرضیه درستی نیست . انسان اختیار تام دارد که سعادت خویش را انتخاب کند یا بدبختی خود را . اگر محیطی را در نظر بگیرید که چندین نفر در آنجا حضور دارید و هیچ کدامتان همدیگر را نمی شناسید ؛ اگر در چنین محیطی اتفاق ناگواری بیفتد و مثلاً آتش سوزی رخ دهد ، شما چه می کنید ؟ اگر ابتدای امر برای نجات خویش جلوی دیگران را بگیرید و آن ها را هل دهید که خودتان ابتدای امر از پنجره یا در خارج شوید ، مسلم است که دیگران از این کار شما ناراحت شده و روحشان معذب خواهد شد و اگر نجات یافتند دیگر به روی شما نگاه نخواهند کرد . و اگر اتفاق دیگری نیز در ادامه بیفتد ، همان روشی را پیش خواهند گرفت که شما گرفته بودید . در عوض این اگر در هنگام آتش سوزی کمک کنید که سایر افراد عاجز و خود باخته نجات یابند و خود نیز نجات یابید ، مسلماً آن ها از شما راضی خواهند بود و به هر دلیلی از شما تشکر خواهند کرد . حال خود تصور کنید که آن ها به چه شرایطی بوده است . این خود انسان است که خوشبختی یا بدبختی را بر می گزیند . انسانهایی که ناکام از زندگی هستند ، نتوانسته اند زمینه تکامل فکری و عملی خویش را فراهم آورند و از این رو در مسیری پر سنگلاخ پیش می روند و خویشتن را بدبخت می شمارند .

سوال : پس در یک کلام باید گفت که ما خودمان را به مهلکه می اندازیم و اگر بدبختی و فلاکتی به استقبال ما در دنیا و یا حیات ابدی خواهد آمد ، نتیجه عملکردهای رفتاری ، گفتاری و پنداری خود ما بوده است ، مگر نه ؟
پاسخ: بله ، کاملاً درست است . انسان خودش هم می تواند آزاد باشد و هم می تواند اسیر گردد . در قضاوت نیز خود متهم و دادستان خواهد بود و خداوند رحمت و تکامل قدرتی خویش را اینگونه ثابت کرده و می کند . هیچکس از خداوند عذاب ندیده و نخواهد دید . زیرا خداوند مظهر خوبی و زیبائیهاست و زشتی و بدی و مجازات در او نمی گنجد . این خود ما هستیم که راه درست را از نادرست باید تشخیص دهیم . اگر مجازاتی برایمان متصور است ، ماحصل و نتیجه اعمال خودمان است .

سوال : آیا این امکان دارد که انسان در حین سیر تکاملی رو به پیش خود، به دلایلی رجعت داشته و عقب گرد نیز بکند ؟
پاسخ: خیر ، طبیعی است که انسان موجودی است که دارای ذکاوت و شعور است و اگر از این نعمت به خوبی بهره بگیرد ، همیشه سیر صعودی تکامل را پیش خواهد گرفت . مگر آنکه خود به دلیل عدم استفاده از روح انسانی و عقب گرد به خصایص حیوانی و دون ، زمینه را برای عدم تکامل خویش را فراهم آورد . البته این تعداد از افراد نیز بسیار نادر هستند و انسان اگر خود نیز بخواهد طریق عقب گرد به خصایص حیوانی و دون زمینه را برای عدم تکامل خویش فراهم آورد . البته این تعداد از افراد نیز بسیار نادر هستند و انسان اگر خود نیز بخواهد طریق عقب گرد را بپیماید ، دیگران ، شرایط و راهنمایان اجازه این کار را نمی دهند ، البته این حالت شاید در زمان جاهلیت انسانها و زمانی که هنوز ادب و شعر بشر به این حد نرسیده بود ، اتفاق می افتاد ولی حالا دیگر این کار شدنی نیست . اگر انسان تا به این حد برسد که به جای تکامل ، تنزل نماید ، دیگر از انسانیت دور می شود و نمی توان نام آن را انسان نهاد و انتظارات انسانی از وی داشت . شاید انسان از نظر ذهنی به سطح حیوانی بیفتد ولی از نظر شعور و اندیشه هیچگاه این کار شدنی نیست .

سوال : پس انسانها همیشه رو به جلو هستند . اما حال این سوال را دارم که آیا احتمال دارد که انسان سازگار یافته در مراحل سوم یا چهارم ( تبهکاران و جنایتکاران ) به نحوی راه تکامل را بیابند ؟
پاسخ: اگر قدرت وجدان و شعور در این ها افزایش یابد . راه ترقی به آن ها باز است . امّا به دلیل اینکه این گروه از انسانها غالباً خود به نحوی وجدان خویش را سرکوب می نمایند و اجازه ایفای نقش نمی دهند که باید شرایطی پدید آید که بتوانند با سازگاری با آن شرایط خویشتن را منطبق با سطوح ترقی و تکامل نمایند .

سوال : در انجیل خوانده ایم که خداوند از روح و ذات خویش حضرت عیسی ( ع ) را آفرید و به خاطر همین او را فرزند خداوند قلمداد می کنیم . امّا دیده ایم که عیسی ( ع ) را به صلیب کشیده اند . آیا این موضوع قابل تشریح است ؟
پاسخ: عیسی زادۀ خداوند نیست . عیسی از انرژی و تکامل عظیم و شگرف ماده پدید آمده است که حکم الهی برای تکوین سریع وی مقرر بوده است . خداوند نه زاده شده است و نه می زاید . بلکه موجود واجب الوجود است ... اگر عیسی ( ع ) را به صلیب کشیده اند ، جسم او به صلیب کشیده است . جسم نیز مال زمین و از آن زمین است . جسم مادی و فیزیکی باید در زمین باشد .

سوال : باز در کتاب مقدس خود خوانده ایم که روزی تمامی انسانها با کالبدشان حاضر خواهند شد . این همان روزی است که نامش محشر می نامیم . آیا به راستی این اتفاق خواهد افتاد که هر کسی کالبد خودش را بیابد و ظاهر شود ؟
پاسخ: روزی که محشر برپا خواهد شد همان روزی است که تطبیق انرژی به هم خواهد خورد و زمین و زمان درهم خواهد افتاد و از بین خواهد رفت . تلفیق جدید انرژیها باعث خواهد شد که قطب بندی مغناطیسی جدیدی به وسیله مظهر نور و انرژی پدید آید . تمامی ارواح که پایدار و از خود انرژی هستند به شکل جدیدی را با طبقه بندی و تقسیم بندی تکاملی برحسب اعمال و ارزیابی که شده است ، پیش خواهند گرفت .

سوال : یعنی زندگی نوینی و شاید به شکل تازه ای شروع خواهد شد ، یا نه ؟
پاسخ: بله ، زندگی و تکامل هیچگاه پایان پذیر نیست و حرکتی تسلسلی دارد . همانگونه که خداوند ازلی و ابدی است و پایانی برای آن نیست ، لذا قدرت و انرژیهای حاصل از آن نیز هیچگاه از بین نخواهد رفت و تکامل و ماهیت آن ها عوض نخواهد شد .

سوال : همانگونه که قبلاً نیز گفتید ، خداوند برای تکامل انسان راهنمایان و رهبرانی را قرار داده است . اساتیدی نیز از دنیای حق و مسلم بر ما القائات و الهاماتی را دارند . آیا در میان این افراد می توان رهبران بودایی و خود بودا و سایر رهبران دینی – اجتماعی مردم را به حساب آورد .
پاسخ: هدف نهایی الهی به این استوار است که تکامل بدون چون و چرا ادامه یابد و تکامل یافتن انسان بیش از هر چیزی اهمیت دارد. زیرا انسان از لحاظ قدرت و انرژی چند بعدی محسوب می گردد . در طول زمان سعی بر این شده که انسان قدرت و قابلیت و توانمندی روحی خویش را بیش از توانمندی سمی محرز سازد . زمانی که اینکار مقدور شود ، تکامل انجام پذیرفته و این عمل منطبق با قانون واحد یکتاست . بنابراین هر کسی و هر وسیله ای موجب تکامل روحی انسان شود . به عنوان روح و جسم برتر شناخته می شود و این افراد در زمان وفات نیز دارای ارواحی متعالی شده و جایگاه ویژه ای در جهان حق دارند . بودا ، اوستا ، کنفسیوس و ... از جمله انسانهایی با روح والا شناخته شده و جایگاه خاصی دارند .

سوال : آیا این امکان وجود دارد که انسان به آخرین درجه تکامل خود برسد ؟
پاسخ: تمامی موجودات و بالاخص انسان سعی دارند تکامل یابند . امّا رسیدن به نقطه اوج تکامل برای هرکسی مقدور و میسر نیست و تنها برگزیدگان و انسانهای بسیار والا به آن درجه خواهند رسید .

سوال : وقتی انسان به دلایلی در مقطعی خاص از زندگی خویش عقب بماند ؛ مثلاً دیوانه شود ، دچار معلولیت جسمی یا ذهنی گردد ، آیا این شخص نیز به دلیل برخوردار بعنوان از شرایط مثبت و زیاد جهت کسب نتایج عملی – گفتاری و پنداری مناسب ، عقب تر از بقیه قرار خواهند گرفت ؟
پاسخ: آنچه که موجد گفتار ، پندار و عملکرد انسان است ، شعور و ادراک اوست . زمانی که انسان فاقد این توانایی شود که نتواند به دلایلی ذکاوت و هشیاری خویش را به حرکت درآورده و آن ها را ایجادگر بیانات ، تصورات و عمل گردند ، مسلم است که ارزیابی برای این مقطع انجام نخواهد گرفت و این شخص گویی پایان زندگیش تا آن زمان بوده است . لذا تفاوتی میان او با سایرین نخواهد بود و سرعت پذیری شخصی به اندازه مقدار عملکرد ، گفتار و پندارهایش خواهد بود .

سوال : حالا که شما در آنجا هستید – عالم ارواح و دنیای پس از مرگ – آیا می توانید بگویید که شاهد چندین طبقه می باشید ؟
پاسخ: نه خیر ، در اینجا تعداد بیشماری طبقه وجود دارد که ساکنان خاصی در آن ها سکونت دارند .

سوال : اگر انسان مدام در تکامل باشد ، آخرین درجه نائلیت وی چه خواهد بود ؟
پاسخ: چیزی در این رابطه نمی توانم بگویم . زیرا انسان هر اندازه ارتقاء یابد به درجات عالی تری می رسد . امّا در یک کلام می گویم که نهایت تکامل بشر و روح او به سوی خداوند است .

سوال : انسانهایی که به دلایلی ادامه زندگی خویش را مسدود و محدود می نمایند و نمی توانند زمینه تکامل جسمی به روحی خود را در دنیا محقق گردانند ، آیا این ها نیز با مشکلات سیر تکاملی در جهان ارواح برقرار خواهند شد ؟
پاسخ: انسانهایی که به دلایلی از ادامه زندگی محروم گردند ، مسلم است که تکامل جسمی – روحی آن ها نیز مسدود و محدود خواهد شد . یعنی مادامیکه جسم – روح با هم حرکت نمایند ، احساسات ، تصورات زمینه ساز بروز اعمال نخواهد شد . به عبارتی روشنتر مادامیکه جسم وجود ندارد ، روح نمی تواند بر جسم تأثیر بگذارد و یا از سایر چیزها متأثر شده و آن را به جسم منتقل نماید . اگر جسم نباشد تصور کردن چیزی محقق نیست و تا چیزی تصور نشود ، به زبان آورده نمی شود و مادامیکه تصور و بیان نباشد به عمل نیز مقدور شدنی نیست . بنابراین وقتی انسان زودتر از موعد از دنیا می رود دیگر جسم وی رابطه تنگانگی با روح ندارد . نمی تواند مثل جسم – روح تصور کند و احساسات خویش را بیان دارد و یا آنچه را که تصور کرده به منصه ی ظهور برساند . بر همین اساس این گروه از انسانها خواه ناخواه زمینه تکامل خویش را محدود کرده و مستوجب گناه می شوند و از این رو تکاملشان نیز عقب مانده تر از بقیه ی ارواح می شود .

سوال : پس با اینجا تدبیر می توانی گفت که روح انسانهایی که خودکشی کرده اند ، تکامل نمی یابند ، مگر نه ؟
پاسخ: بله ، این افراد به دلیل اینکه جسم خویش را از بین برده اند فرصت تکامل روحی – جسمی را از دست می دهند و از این رو تکاملشان توأم با دشواری و مانع می شود . به همین خاطر است که خودکشی و انتحار مذموم و سرزنش می شود .

سوال : در اینجا سوال دیگری دارم . آیا انسانهایی که به دلایلی که به دلایلی خودشان را به معرض مرگ می برند و کشته می شوند ، آن ها نیز جزو این گروه هستند یا خیر؟ به طود مثال سربازان و فداکارانی که خودشان را در راه وطن ، دیگران و ... فدا می کنند ، چه سرنوشتی دارند ؟
پاسخ: کسی که خود را فدای چیزی یا کسی می کند ، ناشی از بروز و جولان عشق وی است . خداوند که خود مظهر عشق و مودت و دوستی است ، تکامل هر چیزی را در نهایت عشق می بیند و می داند . آن هائیکه از جان و مال خویش می گذرند و جانشان را به ورطه نابودی و مرگ می کشانند ، عشق در آن ها تجلی می یابد و این تجلی باعث می شود که تکامل به هر نحو ممکن متبلور و متجلی شود . خداوند این گروه را به عنوان انسانهایی که تکامل روحی – جسمی آن ها مسدود شده ، مستوجب کیفر نمی داند ، بلکه آن ها را بسی تکامل یافته تر از دیگران دانسته و امتیازاتی به آن ها می دهد . روح آن ها به قدرتی می رسد که به راحتی خویشتن را فدای دیگران می کنند و این تکامل روحی است .

سوال : در کتاب انجیل آمده است که ارواح پس از جدا شدن از جسم خویش در محلی به نام عرفات ( برزخ ) می مانند تا قیامت اصلی فرا برسد . مسلمانان نیز بر این عقیده پایبند هستند ، آیا به راستی چنین جایی وجود دارد ؟
پاسخ: این محل در واقع همان استراحتگاه روحی است . هر فردی پس از مرگ که شرایط خاصی را شاهد می شود ، تلاش می نماید که خودش را با آن شرایط وفق دهد . چه بسا ارواحی هستند که به دلایل مختلفی نمی توانند خودشان را با این شرایط وفق دهند و یا قدرت ارزیابی اعمال خویش و یا رویارویی با ارواح را برای بازجویی و استیضاح ندارند . این محل مقطعی است که ارواح در آنجا آرامش یافته و خود را با شرایط جدید وفق می دهند و سپس به اعمال و وظایف خویش می پردازند . این دورۀ طولانی تا قیامت و محشری که از آن یاد می کنید ادامه نمی یابد . زیرا تکامل شروع می شود و نتیجه عملکرد و بذل و بخشش ها و تراز شدن اعمال نیک یا بد ادامه می یابد .

سوال : پس اگر اینطور است ، چرا می گویند که شهیدان با شهید شدن در نزد خدایند و آسایش کاملی دارند ؟ آیا آن ها دورۀ عرفات ( برزخ ) را نمی گذرانند ؟
پاسخ: شهدا همان انسانهایی هستند که عشق در آن ها به اوج خود رسیده است . این گروه از انسانهای روحی – جسمی به درجه ای از تکامل می رسند که با مرگشان روح آنها چندین مرحله را سریعتر پشت سر می گذارد . این گروه چون فراتر از سایر ارواح هستند ، چنین تعبیر می شوند وگرنه آن ها نیز همان شرایطی را سپری می نمایند که سایر ارواح می گذرانند .

سوال : آخرین سوالم این است که کلیساها مردم را به این باور می رسانند که اگر مردم به حرفهای آن ها گوش ندهند ، به جهنم خواهند رفت . امّا انسانها می دانند که تنها با عمل کردن به احکام کلیسا و رفتن به آنجا نمی توان راه سعادت را یافت . جایگاه اصلی انسانها را اگر توضیح دهید و بگویید که چه انسانهایی خواهند توانست به درجات عالیتری برسند ، خیلی سپاسگذار خواهم بود .
پاسخ: به خاطر اینکه زبان مورد تکلم من و شما قاصر از بیان آنچه که هست ، می باشد ، لذا نمی دانم خواهم توانست توجیه لازم را بدهم یا نه . جایگاه انسان واقعی در آن است که تکامل جسمی – روحی خویش را سبب گردد. زمانی که انسان وظیفه خویش را بداند ، با گفتارش حق و حقوق کسی را پایمال نکند ، سبب آشفتگی ، پریشانی و بدبختی انسان یا انسانهایی نشود ، با اعمالش ظلمی روا ندارد و اسباب فلاکت کسی یا کسانی را فراهم نکند و با فکرش پلیدی را ایجاد ننماید و ... آن زمان تکامل خویش را تحقق و شدنی کرده است . این انسان تماماً عشق و محبت و خواسته ی الهی را به جای آورده است و جایش در جهان آخرت مقبول است و جای نگرانی نیست .

:: نوع مطلب : تکامل بشر در چیست ؟؟ چه چیزهایی را تکامل او می نامند ؟؟ ,

:: نوشته شده توسط : محمد در سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مطالب پیشین