تبلیغات
طهارت روحی - تزكیه نفس و تزكیه عمل
آرشیو موضوعی
حقیقت سلوك چیست؟؟

خاصیت عجیب این نفس(بخوانید)

مراحل سیروسلوك و تهذیب نفس

رموز بیداری از خواب غفلت(بسیار مهم برای سلوك)

لوازم سلوك الی الله

تشخیص امراض نفسانی و راه معالجه

چند داستان در خصوص مرحله ی بیداری(یقظه) بخوانید

نورى در تاریكى (بخوانید دوستان من)

راه های افزایش محبت به خدا

شیطان در گوشت و خون و دل آدمى نفوذ دارد

شرح اسماء الله

نمونه ای از دستورالعمل های مرحوم مجلسی برای سیروسلوك(ریاضت)

مرحوم میرجهانى و تذكر او درباره تزكیه نفس

درس‌هایی از محضر استاد

چگونه از خواب غفلت بیدار شویم؟

حقیقت بسم الله به نقل از مرحوم دولابی

پند های یك استاد اخلاق....

تزكیه نفس و تزكیه عمل

داستان دقوقی!

«كسل و بى‏حال نباشید»

11 دستور از فرمایشات آیت الله بهجت در خود سازی

حقایقى در خصوص استغفار

کلید سعادت دنیا و آخرت(دستوراتی از آقا سید علی قاضی)

چند دستورالعمل(سیر الی الله)

بداخلاقی و کج خلقی

برای رسیدن به تکامل به چه چیزهایی نیاز داریم؟

راه تحصیل مقام رضا کدام است؟

بر منبر دل‏ها (بخوانیم...ضرر نمیكنید)

روش - استغاثه به امام زمان بقیه الله

«دستورات تمركز فكر»

مصاحبه با یك اهل تزكیه نفس

تعریف مکاشفه و مشاهده

برای رسیدن به تکامل به چه چیزهایی نیاز داریم؟

راه غلبه بر نفس چیست؟

تکامل بشر در چیست ؟؟ چه چیزهایی را تکامل او می نامند ؟؟

عمومی

گنهکاران! هیچ گاه از رحمت پروردگار ناامید نشوید!!!

نظرسنجی
صفحات وبلاگ

خبرنامه
لینكستان
درباره ...

Designed By : DavoodSysteM
Powered By : MihanBlog

:: تزكیه نفس و تزكیه عمل

تزكیه نفس و تزكیه عمل

یك روز در محضر یكی از اولیاء خدا بودم كه جوانی خدمت ایشان آمد و در حالی كه می‌خواست مقابل جمع حاضر خود را كنترل كرده و گریه نكند، با حال عجیبی گفت:‌ “من مدت‌ها است كه گناه نمی‌كنم و واجباتم را تمام و كمال انجام می‌دهم و خیلی از مستحبات را هم مقید هستم عمل نمایم اما از وقتی كه فهمیدم باید خودم را تزكیه و پاك كنم دیگر نمی‌توانم به این چیزها راضی و آرام باشم. شب گذشته نزد یكی از علمای محل رفتم به ایشان عرض كردم من می‌خواهم تزكیه نفس كنم، راهش چیست؟

به من گفت: گناه نكن و تمام واجبات را هم انجام بده.

گفتم: “تمام سعی‌ام این است كه گناه نكنم، به نماز و روزه‌ام از 12 سالگی مقید هستم.

به من فرمود: پس نماز شب بخوان.

عرض كردم: با سختی هم كه شده هر شب می‌خوانم.

گفت:‌ “برو جوان كه تو تزكیه نفس كرده‌ای! خوشا به حالت، مرا هم دعا كن!

من اگر چه به ایشان و شما دروغ نگفته‌ام اما احساس می‌كنم آلودگی‌هایم خیلی زیاد است، چه‌كار كنم پاك بشوم ...

آن ولی خدا هم با مهربانی فرمود: تزكیه نفس با تزكیه عمل فرق دارد، انجام واجبات و ترك محرمات، تزكیه نفس نیست بلكه مربوط به تزكیه عمل است. مثلاً صله رحم در روایت دارد كه اعمال را تزكیه می‌كند1، انسان می‌تواند روزه بگیرد و برای خدا هم روزه بگیرد، ولی در عین حال تزكیه نفس نكرده باشد؛ به مقام مخلِصین برسد و اعمالش را پاك كند ولی در درونش رذیله باشد،‌ محبت دنیا داشته باشد، حسد و كبر داشته باشد، البته آن‌ها را اظهار نمی‌كند ولی هست".

سه چیز باید تزكیه و پاك شود:

1- عقاید.

2- نفس.

3- عمل.

این‌كه باید عقایدمان را اصلاح و تزكیه كنیم یعنی هر عقیده فاسد را باید از درون‌مان بیرون بریزیم،‌ این‌كه باید نفسمان را هم تزكیه كنیم یعنی هر رذیله، مرض روحی یا صفت پلیدی را كه در نفس است از آن خارج كنیم و تزكیه عمل هم همان است كه شما انجام داده‌اید.

اگر كسی تزكیه نفس كند از مخلَصین می‌شود كه قرآن در مورد آن‌ها می‌فرماید: “و ما تجزون الا ما كنتم تعملون الاعباد الله المخلَصین‌ “جز آن‌چه كه عمل می‌كردید جزا داده نمی‌شوید، مگر بندگان مخلَص خدا
و اگر كسی كاملاً تزكیه عمل كند و كارهایش را هم برای خدا انجام دهد، از مخلِصین می‌شود.

"فادوعو الله مخلِصین له الدین “خدا را چنان بخوانید كه دین خود را برای او خالص كرده باشید.”

مخلَصین خودشان را برای خدا خالص كرده‌اند و مخلِصین اعمالشان را برای خدا خالص كرده‌اند.

به هر حال، آن‌‌چه كه خداوند یازده بار برایش قسم خورده است، تزكیه نفس است، نه تزكیه عمل. و عمده وظیفه ما در این دنیا این است كه نفس‌مان را تهذیب و تزكیه كنیم و از هر نوع آلودگی پاك كنیم (كه البته این كار جدای از اصلاح عقیده و تزكیه عمل نیست).

آن جوان گفت از راهنمایی شما خیلی تشكر می‌كنم، خواهش می‌كنم مرا به تزكیه نفس راهنمایی كنید. من می‌خواهم نمازی بخوانم كه به جز خدا به هیچ چیز دیگری توجه نداشته باشم. می‌خواهم با خدا در ارتباط باشم. با او حرف بزنم و جواب بشنوم،‌ و به معراج بروم،‌ می‌خواهم در زیارت‌هایم از ناحیه ائمه اطهار(علیهم‌السلام) جواب بشنوم، می‌خواهم از شرّ شیطان و از شرّ نفسم راحت بشوم.

می‌خواهم امام زمانم را بشناسم، با او مأنوس باشم، از این‌كه این‌طور نیستم زجر می‌كشم،‌ می‌خواهم خودم را بشناسم، كمكم كنید ... كه گریه اجازه نداد حرف‌هایش را ادامه بدهد و البته ما هم از اطاق بیرون رفتیم كه بتوانند بعضی از مسائل را به هم بگویند. ولی بعداً كه این جوان را دیدم به من گفت: “الحمدلله خدا به من محبت كرد و مرا هم از سالكین الی‌الله قرار داد، خدا پدر استاد را بیامرزد،‌ خدا خیرش دهد ....

:: نوع مطلب : تزكیه نفس و تزكیه عمل ,

:: نوشته شده توسط : محمد در جمعه 26 مرداد 1386 و ساعت 04:08 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مطالب پیشین