تبلیغات
طهارت روحی - مرحوم میرجهانى و تذكر او درباره تزكیه نفس
آرشیو موضوعی
حقیقت سلوك چیست؟؟

خاصیت عجیب این نفس(بخوانید)

مراحل سیروسلوك و تهذیب نفس

رموز بیداری از خواب غفلت(بسیار مهم برای سلوك)

لوازم سلوك الی الله

تشخیص امراض نفسانی و راه معالجه

چند داستان در خصوص مرحله ی بیداری(یقظه) بخوانید

نورى در تاریكى (بخوانید دوستان من)

راه های افزایش محبت به خدا

شیطان در گوشت و خون و دل آدمى نفوذ دارد

شرح اسماء الله

نمونه ای از دستورالعمل های مرحوم مجلسی برای سیروسلوك(ریاضت)

مرحوم میرجهانى و تذكر او درباره تزكیه نفس

درس‌هایی از محضر استاد

چگونه از خواب غفلت بیدار شویم؟

حقیقت بسم الله به نقل از مرحوم دولابی

پند های یك استاد اخلاق....

تزكیه نفس و تزكیه عمل

داستان دقوقی!

«كسل و بى‏حال نباشید»

11 دستور از فرمایشات آیت الله بهجت در خود سازی

حقایقى در خصوص استغفار

کلید سعادت دنیا و آخرت(دستوراتی از آقا سید علی قاضی)

چند دستورالعمل(سیر الی الله)

بداخلاقی و کج خلقی

برای رسیدن به تکامل به چه چیزهایی نیاز داریم؟

راه تحصیل مقام رضا کدام است؟

بر منبر دل‏ها (بخوانیم...ضرر نمیكنید)

روش - استغاثه به امام زمان بقیه الله

«دستورات تمركز فكر»

مصاحبه با یك اهل تزكیه نفس

تعریف مکاشفه و مشاهده

برای رسیدن به تکامل به چه چیزهایی نیاز داریم؟

راه غلبه بر نفس چیست؟

تکامل بشر در چیست ؟؟ چه چیزهایی را تکامل او می نامند ؟؟

عمومی

گنهکاران! هیچ گاه از رحمت پروردگار ناامید نشوید!!!

نظرسنجی
صفحات وبلاگ

خبرنامه
لینكستان
درباره ...

Designed By : DavoodSysteM
Powered By : MihanBlog

:: مرحوم میرجهانى و تذكر او درباره تزكیه نفس

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله محمد و آل الطاهرین

مرحوم میرجهانى و تذكر او درباره تزكیه نفس

قوله تعالى(قد افلح من تزكى)(آیه 14 سوره اعلى)بدان كه تزكیه نفس از صفات واجب و لازم است‏براى شخص مسلمان‏محمدى، پیرو قرآن و شریعت مقدسه اسلامیه و هرگاه مسلمین این‏معنى را در نظر مى‏گرفتند و به تزكیه نفس مى‏پرداختند، دنیا وآخرتشان معمور و زبان طعن را برخود مى‏بستند.

اینجانب محمد حسن میرجهانى براى تذكر به برادران دینى خود وكسانى كه مى‏خواهند مؤمن باشند و طالب تزكیه نفس‏اند، به حكم(فذكر ان نفعت الذكرى) تذكر مى‏دهم.

امید است آنانى كه حقیقتا از خدا مى‏ترسند، متذكر شوند و براى‏آراسته شدن به حلیه تذكر و تزكیه تارك صفات و اعمال زیرگردند:


1 - ترك كفر نمایند. 2 - شریك براى خدا قرار ندهند در عبادت. 3 - فاسق و عاصى خدا نباشند. 4 - تابع خواهش دل خود نباشند. 5 - براى ریا و نمایش كار خیر نكنند. 6 - متكبر نباشند. 7 - كینه یكدیگر را نداشته باشند. 8 - معجب به نفس خود نباشند. 9 - حسود نباشند. 10 - خلق را به سبب مصیبتى كه برایشان وارد شده، سرزنش نكنند. 11 - با خلق خدا دشمنى نكنند مگر براى خدا. 12 - در كارى كه حد ایشان نیست، وارد نشوند و بى‏باكى نكنند. 13 - گمان بد به خدا نبرند. 14 - از فال بد زدن اجتناب كنند كه دلیل شرعى ندارد. 15 - بخیل نباشند. 16 - تنگى به خود ندهند. 17 - در زندگى اسراف نكنند. 18 - مال را در مصرفى كه خدا نخواسته مصرف نكنند. 19 - محبت مال حرام را نداشته باشند. 20 - در عبادات كسل نباشند. 21 - بطالت نداشته باشند. 22 - بى‏تامل در كارى وارد نشوند. 23 - ترشروئى نكنند. 24 - دل سنگ نباشند. 25 - بى‏حیا نباشند. 26 - جزع و فزع نكنند. 27 - كفران نعمت نكنند. 28 - تندخو نباشند. 29 - از بغض و دشمنى به علما و حمله به شرع اجتناب نمایند. 30 - جرى بر خدا نباشند. 31 - خود را ایمن از عذاب و سخط خدا ندانند. 32 - از ضرر مالى تاسف نخورند. 33 - در امر دین ضعیف نباشند. 34 - عیاش نباشند. 35 - خفیف(یعنى سبك) نباشند. 36 - معاند نباشند. 37 - در حق مكابره نكنند. 38 - انكار حق نكنند. 39 - تمرد از حق نكنند. 40 - شرور نباشند. 41 - اهل طمع نباشند. 42 - خمود و دل مرده نباشند. 43 - اصرار بر گناه و لو صغیره باشد، نداشته باشند. 44 - غضب بیجا نكنند. 45 - براى غیر دین حمیت نكشند. 46 - مایوس از رحمت‏خدا نباشند. 47، 48 و49 - از محبت ظلمه و فسقه و كفره و دوستى با ایشان‏اجتناب كنند. 50 - از بغض اشخاص صالح اجتناب كنند. 51 - از نمامى و خبرچینى اجتناب كنند. 52 - سر مردم را فاش نكنند. 53 - كسى را سخریه نكنند. 54 - زخم زبان به كسى نزنند. 55 - مردم را سبك نكنند. 56 - مردم را حقیر نشمارند. 57، 58 و59 - از لعن و سب و شتم در غیر مواردى كه شرع استثناء كرده، اجتناب كنند. 60 - آنچه را كه قبیح است، به اسم صریح ذكر نكنید. 61 - طعن در نسب مردم نزنید مگر براى مصلحت‏شرعیه. 62 - طعن در كلام غیر نزنید مگر براى اظهار حق. 63 - بى‏جهت‏با كسى دعوا و نزاع نكنید. 64 - خوض در باطل نكنید. 65 - نفاق زبانى با كسى نكنند. 66 - بین متخصامین به دو زبان سخن نگویند. 67 - شفاعت‏بدكاران را نكنند. 68 - پشتیبانى و كمك از باطل نكنند. 69 و 70 - امر به منكر و نهى از معروف نكنند. 71 - در سخن گفتن درشتى نكنند. 72 - سؤال و تفحص از عیبهاى مردم نكنند. 73 - دعاى خیر براى بقاى ظالم نكنند. 74 - میل و ركون به ظالم پیدا نكنند. 75 - كمك ظالم نكنند حتى در امور مباحه بلكه در امور مستحبه. 76 - در مساجد متكلم به كلام دنیا نشوند. 77 - اسم شكنى از مردم نكنند و به لقب زشت آنها را نخوانند. 78 - برخبر فاسق پیش از تجسس در راست و دروغ بودن آن ترتیب اثر ندهند. 79 - از قسم خوردن زیاد اجتناب كنند و لو قسم راست‏باشد. 80 - رد عذر برادر دینى ننمایند، بلكه مطلقا قبول كنند چه عذر او راست‏باشد یا دروغ. 81 - متشابهات قرآن را تفسیر به راى نكنند براى فتنه‏جوئى. 82 - قطع كلام غیر ننمایند مگر براى مصلحت‏شرعیه. 83 - تابع رد كلام متبوع خود ننمایند و مخالفت او نكنند مگر این كه كلام متبوع مخالف شرع باشد و متابعت او طاعت مخلوق و معصیت‏خالق باشد. 84 - درگوشى در مجلسى كه ثالثى باشد، سخن نگویند مگر امر به صدقه یا معروفه یا اصلاح بین دو نفر. 85 - با زن جوان نامحرم سخن نگویند مگر براى ضرورت شرعى. 86 - اهل معصیت را به طریق معصیت دلالت نكنند. 87 - فاحشه را شهرت ندهند. 88 - شیوع فواحش و منكرات را در میان مؤمنین و مسلمین دوست نداشته باشند. 89 - مزاح و شوخى كه منجر به خصومت و دشمنى و بدى شود یا در شرع ممنوع باشد، نكنند. 90 - حرف بى‏معنى و بیهوده نگویند. 91 - افساد بین آقا و نوكر یا زن و شوهر نكنند. 92 - كتمان شهادت نكنند. 93 - شهادت دروغ و ناحق ندهند. 94 - نسبت زنا به زنهاى عفیفه ندهند. 95 - بدگوئى از مردگان نكنند. 96 - به حكام خوب، بد نگویند. 97 - ترك دعا به مصلحت‏سلطان نكنند. 98 - كتمان علم نكنند مخصوصا وقتى كه بدعتى در دین ظاهر شود. 99 - به خدا و رسول و امام نسبت دروغ ندهند. 100 - كلامى نگویند كه مفسده آن بزرگ و موجب ضرر بشود. 101 - ملازم فحش نباشند كه مردم از شر زبان او بترسند. 102 - اگر گدا باشند، در سؤال سماجت نكنند. 103 - اگر صدقه به كسى بدهند، منت‏بر او نگذارند. 104 - خود را به غیر از پدر خود نسبت ندهند. 105 - ترك امر به معروف و نهى از منكر نكنند تا آنجا كه مى‏توانند. 106 - غیبت كسى را نكنند. 107 - نقض عهد ننمایند. 108 - خلف وعده نكنند. 109 - خیانت‏به كسى نكنند. 110 - مكر و خدعه نكنند. 111 - در میان مردم فتنه نكنند. 112 - زنا نكنند. 113 - لواط نكنند. 114 - با حیوان وطى نكنند. 115 - با زن خود وطى در دبر نكنند كه این چهار موجب كم شدن نسل و ضایع شدن نسب و حكمت الهى است. 116 - مس زن اجنبى نكنند و با زن نامحرم خلوت نكنند كه این داعى زناست و شیطان سومى است. 117 - مثل این دو كار را با بچه ساده هم نكنند. 118 - حسن زن نامحرم و بچه خوشگل را تعریف نكنند چه به شعر و چه غیر آن. 119 - مساحقه ننمایند. 120 - از زن یهودى و نصرانى اجتناب كنند. 121 - در حال حیض و نفاس بلكه استحاضه با زنان خود مقاربت نكنند. 122 - زن از سفرى كه مامون از حفظ خود نباشد، اجتناب كند. 123 - زنان شبیه مردان و مردان شبیه زنان نشوند. 124 - مردان و زنان جلوگیرى از نسل نكنند(با عدم عذر) چه باعث تعطیل حكمت‏خدا و تقلیل نسل است و رهبانیت در اسلام نیست. 125 - مردان و زنان اسرار خود را فاش نكنند. 126 - زن مسلمان با زینت از خانه بیرون نرود. 127 - مرد و زن دیوث و قواد نشوند. 128 - از شرب كلیه مسكرات اجتناب كنند. 129 - هیچ رقم و هیچگونه آلت قمارى استفاده نكنند و قماربازى نكنند. 130 - در كیل و وزن و ذرع كم‏فروشى نكنند. 131 - مدیونى كه قدرت دارد دین خود را بپردازد در دادن دین خود تاخیر و مسامحه نكند. 132 - مال را در محرمات انفاق نكنند. 133 - اذیت‏به همسایه نكنند. 134 - دزدى نكنند. 135 - مال مردم را غصب نكنند. 136 - ربا نخورند. 137 - در شركت‏به یكدیگر خیانت نكنند. 138 - امانت و عاریه را مطلقا بى‏اذن صاحبش استعمال نكنند. 139 - مردم را از اشیاى مباحه برایشان عموما و خصوصا منع نكنند. 140 - تصرف در شارع خاص بى‏اذن صاحب آن ننمایند. 141 - تصرف در شارع عام كه باعث اذیت كردن به عابرین باشد، ننمایند. 142 - خیانت در امانت نكنند. 143 - در عمل نقاشى صورت‏كشى نكنند. 144 - در معابد صورت و شبیه نگذارند اگرچه صورت خوبان باشد. 145 - پرخورى نكنند به‏طورى كه موجب ضرر باشد. 146 - اگر زنهاى متعدد داشته باشند، از روى ظلم و ستم یكى را بر دیگرى ترجیح ندهند. 147 - از مسلمانان زیاده بر سه روز هجرت و مفارقت نكنند. 148 - مرد اولاد و عیال خود را ضایع نكند. 149 - كسى را بى‏مجوز شرعى نزنند. 150 - كسى را با اسلحه بدون مجوز شرعى نكشند. 151 - جادوگرى نكنند. 152 - جادوگرى به كسى تعلیم ندهند. 153 - جادوگرى تعلیم نگیرند. 154 - كهانت و تنجیم ننمایند و با اهل آن رفت و آمد نكنند(اهل علم نجوم و كاهن). 155 - بدون تاءویل شرعى یا تاءویلى كه بطلان آن واضح است، بر امام مسلمین خروج نكنند. 156 - اگر با برادر دینى دست‏بیعت دادند، بیعت‏خود را نشكنند. 157 - شخص جائر و ظالم و فاسق را امارت حكومت و وزرات ندهند و او را متولى امور مسلمین یا امرى از امور آنها ننمایند. 158 - صالح را عزل نكنند و غیر صالح را به جاى او نصب نكنند. 159 - از شاه گرفته تا كدخداى ده و كلانتر محله براى خود حاجب و دربان قرار ندهد و خود را مخفى ننمایید و آماده خدمت‏به خلق باشد زیرا تاخیر در احقاق حق و رفع ظلم جایز نیست. 160 - امرا و قضات بر مسلمان ظلم نكنند. 161 - حاكم شرع یا حاكم عرف از احدى قبول هدیه نكند. 162 - قاضى یافت‏خاصه و مهمانى مخصوص از احد متخاصمین قبول نكند. 163 - قاضى رشوه از محق و مبطل نگیرد. 164 - در صورتى كه صاحب قدرت است طرف مظلوم را بگیرد. 165 - مسلمان واسطه رشوه نشود چه از جانب محق چه از جانب مبطل فرموده:«لعن الله الراشى و المرتشى و الماشى‏». 166 - مسلمان هتك مسلمان نكند. 167 - دنبال زنهاى مسلمین نرود. 168 - از روزنه دیوار و سوراخ خانه در خانه دیگرى بدون اذن صاحبخانه نگاه نكنند. 169 - فالگوش براى شنیدن حرفهاى دیگران نایستند. 170 - ترك جهاد در زمان امام(ع) ننمایند. 171 - كسى را كه شرع امان داده، نكشند و ظلم و ستم بر او نكنند. 172 - بعد از تعلیم گرفتن تیراندازى ترك آن نكنند. 173 - با وجود قلت علم، متولى امر قضاوت نشوند. 174 - به باطل خصومت نكنند. 175 - خصومت‏به حق در صورتى كه طرف مقابل تمكین داشته باشد(در مقام محبت) نكنند. 176 - مطلقا دروغ نگوید مگر در موردى كه استثناء باشد. 177 - بى‏جهت و سبب مردم را اذیت نكنند. 178 - قسمت كننده در تقسیم و قیمت كننده در تقویم جور و خیانت ننمایند. 179 - با فساق هم‏نشینى نكنند و در مجالس ایشان حاضر نشوند مگر براى ضرورت شرعى. 180 - زیر درختهاى بارده كه میوه داشته باشد، یا نداشته باشد، تغوط ننمایند. 181 - رو به قبله و پشت‏به قبله بول و غائط نكنند و رعایت كنند كه رو به آفتاب و ماه و پشت‏به آنها و رو به باد و در زمین سخت نیز مرتكب نشوند و بر شطوط و انهار نیز تغوط ننمایند. 182 - ترك توبه از معاصى ننمایند. 183 - ظروف طلا و نقره نسازند و در آنها اكل و شرب نكنند. 184 - مردان لباس ابریشمى و زرباف نپوشند و به طلا زینت نكنند و انگشتر طلا در انگشت ننمایند. 185 - انگور و كشمش را براى شراب و مسكر خرید و فروش نكنند. 186 - چوب را براى بت و آلت لهو و لعب و غیر آن مثل نرد و شطرنج و تار و تنبور و كمانچه و امثال اینها خرید و فروش نكنند. 187 - اینهائى كه ذكر شد، ساختن آنها را كسب خود قرار ندهند. 188 - كشتى و خانه و حیوانات و وسائل نقلیه را به اجاره ظلمه و حمل مسكرات و آلات لهو و لعب و حمل و سكناى زنان فاحشه و فروختن مسكرات ندهند. 189 - نزد غیر مجتهد جامع‏الشرائط مرافعه و مخاصمه نبرند و راضى به حكم دیگر نشوند. 190 - اعانت‏به اهل معصیت نكنند. 191 - مال یتیم را بناحق نخورند و تصرف در آن بناحق نكنند. 192 - قطع رحم نكنند. 193 - خود را عاق پدر و مادر و با ایشان بد سلوكى نكنند. 194 - در مال وقف تصرف غیر مشروع ننمایند. 195 - خیانت در وصیت میت نكنند. 196 - گمان بد در حق كسى نبرند. 197 - چیزهائى كه در شریعت اسلام نجس و حرام است، خرید و فروش نكنند.198 - در نمایشهائى كه بر خلاف دستور اسلام است، حاضر نشوند. 199 - با اهل بدعت و شكوك و شبهات مجالست و معاشرت و دوستى و مواصلت نكنند.
استقصاء تمام منهیات در اینجا میسور نیست و به همین قدر اكتفا مى‏شود.

انشاءالله با تاییدات خداوند و توجهات خاندان حضرت محمد و آل محمد(صلوات‏الله علیهم اجمعین) در نظر دارم كتابى در این باب با ادله مستخرجه از قرآن مجید و احادیث صحیحه به زبان امروزى تالیف و تصنیف و از خود در صفحه روزگار به یادگار گذارم تا براى خود تذكره و براى برادران تبصره باشد. افسوس كه نان پخته خامان دارند. (انما اشكوا بثى و حزنى الى الله).

اگر كسى گوید كه ما در میان مسلمانان كسى را نمى‏بینم كه داراى این صفات باشد، جواب گویم این از تقصیر مسلمانان است نه از قصور شرع.

مسلمان محمدى حقیقى لابد باید داراى این صفات و مانند اینها باشد چه بیانى دارد در این باب حافظ شیرازى:

گر مسلمانى همین است كه حافظ دارد واى اگر از پس امروز بود فردائى

درس هایی از مكنب اسلام-سال 78

:: نوع مطلب : مرحوم میرجهانى و تذكر او درباره تزكیه نفس ,

:: نوشته شده توسط : محمد در شنبه 6 مرداد 1386 و ساعت 02:07 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مطالب پیشین